سه دهه پيش در روزهاي نخستين پيروزي انقلاب اسلامي، بنا به دستور امام خميني(ره)، جوانان غيور و انقلابي ايران اسلامي گرد هم جمع شدند و نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را پيريزي كردند و با فرمان حضرت امام(ره) در دوم ارديبهشت سال 1358 به شوراي انقلاب اسلامي، رسما گامي اساسي در تأسيس شوراي فرماندهي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي جهت سازماندهي اين نهاد برداشته شد.

سه دهه پيش در روزهاي نخستين پيروزي انقلاب اسلامي، بنا به دستور امام خميني(ره)، جوانان غيور و انقلابي ايران اسلامي گرد هم جمع شدند و نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را پيريزي كردند و با فرمان حضرت امام(ره) در دوم ارديبهشت سال 1358 به شوراي انقلاب اسلامي، رسما گامي اساسي در تأسيس شوراي فرماندهي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي جهت سازماندهي اين نهاد برداشته شد.


با گذشت ٣٠ سال از تأسيس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، بررسي عملكرد اين نهاد انقلابي و شناسايي نقاط ضعف و قوت آن، تأثير بهسزايي در پويايي و تقويت آن در سالهاي آينده دارد. از اينرو بهسراغ سردار سرلشكر سيديحيي رحيمصفوي، فرمانده سابق سپاه پاسداران رفتيم تا در مورد عملكرد وي به گفتوگو بنشينيم. سردار صفوي در تاريخ 19/6/1376 از سوي مقام معظم رهبري بهعنوان دومين فرمانده سپاه انتخاب شد و رهبري طي حكمي با تأكيد به اينكه «دوران دفاع مقدس يكسره دوران فداكاريهاي شماست»، پس از گذشت ١٠ سال، فرماندهي سپاه پاسداران را به فرمانده بعدي واگذار كردند. سردار صفوي در ابتداي مصاحبه تأكيد كرد كه وي را دكتر خطاب نكنيم و ترجيحش اين است كه برادر رحيم صدايش كنيم، زيرا برايش دلچسبتر است و اساسا خود را سربازي براي خدمت به دين و رهبري ميداند

 

شما در دوره‎اي بسيار مهم از تاريخ ايران فرماندهي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را به‎عهده داشته‎ايد و تاكنون نيز در اين خصوص به صورت تفصيلي سخن نگفته‎ايد، به‎عنوان اولين سئوال بفرماييد كه پيشنهاد فرماندهي سپاه به شما در چه تاريخي از سوي مقام معظم رهبري صورت گرفت و طي چه مراحلي حكم فرماندهي را دريافت نموديد؟

در نيمه دوم شهريورماه 1376 حضرت آقا بنده را احضار كردند و فرمودند: «به اين تصميم رسيده‎ام كه شما را به فرماندهي كل سپاه منصوب كنم.» بنده پس از اطلاع از تصميم مقام معظم رهبري، در اين رابطه چند خواهش از ايشان كردم‎‏‎؛ گفتم قبول اين مسئوليت بار سنگيني است كه بر دوشم گذاشته مي‎شود و بايد در اين راستا ما را دعا كنيد و در كنار اين درخواست چيز ديگري نيز خواستم كه در اين‎جا نمي‎توانم بيان كنم. پس از درخواست بنده، حضرت آقا با لحن محبت‎آميز هميشگي خود فرمودند كه قبل از اين من هر شب شما را به اسم دعا مي‎كردم از اين پس نيز شما را بيشتر دعا مي‎كنم و پس از رد و بدل شدن اين جملات تمام وجود بنده را احساسات فرا گرفت.

 

آقاي محسن رضايي از فرماندهي سپاه در اين برهه از زمان استعفا داده بودند؟

آقاي محسن رضايي استعفا داده بود ولي به صورت عمومي اعلام نشده بود.

 


شما در آن دوران قائم مقام كل سپاه پاسداران بوديد؟

بله، بنده قائم مقام آقاي رضايي بودم و در دوران جنگ نيز چون آقاي شمخاني بيشتر در تهران مستقر بود و سپاه را اداره مي‎كرد از زماني كه آقاي رضايي وارد جنگ شدند اواخر مهر ماه سال 60 عمدتا بنده قائم مقام ايشان بودم و كارهاي جنگ را به‎عنوان قائم مقام فرمانده كل سپاه انجام مي‎دادم.

 


در ابتداي دريافت حكم فرماندهي كل سپاه آيا با مشكلاتي هم روبه‎رو بوديد؟

بله، بنده چند مشكل اساسي در اين جهت داشتم، يكي اين‎كه سازماندهي مجدد سپاه پاسداران و بالا بردن توان رزمي و آمادگي‎هاي دفاعي نيروهاي پنج‎گانه سپاه برايم اهميت زيادي داشت و طي 10 سال فرماندهي خود نيز ظرفيت نيروها را به توان رزمي بالايي رساندم و از سوي ديگر دومين كاري كه صورت دادم انتصاب فرماندهان كاردان بود؛ براي نمونه مي‎توان به انتصاب سردار قاسم سليماني از فرماندهي لشكر ثارا... به فرماندهي نيروي قدس و يا سردار كاظمي به‎عنوان فرمانده نيروي زميني و سردار قاليباف به فرماندهي نيروي هوايي سپاه ياد كرد.

 


اين انتصابات آيا در همان سال اول صورت گرفت؟

خير، فرمانده نيروي زميني در سال دوم انتخاب شد.

 


حكم جنابعالي در تاريخ 19 شهريور 1376 صادر شده يعني فاصله كوتاهي بين صحبت شما با مقام معظم رهبري وجود داشته است. با اين وجود بفرماييد كه فضاي داخلي سپاه در آن زمان به چه صورت بود و با توجه به صحبت‎هايي كه راجع به استعفاي آقاي رضايي از فرماندهي سپاه وجود دارد آيا رهبر معظم انقلاب با استعفاي ايشان موافق بودند؟

قبل از اين جابهجايي با دويست نفر از فرماندهان لشكرها و تيپ‎هاي سپاه در سال 1376 خدمت حضرت آقا رفتيم و ايشان در آن زمان دست به شانه آقاي رضايي گذاشتند و فرمودند هم‎اكنون هم اگر بخواهم براي سپاه فرمانده انتخاب كنم آقاي رضايي را برمي‎گزينم؛ بعد از اين ماجرا ظاهرا آقاي رضايي بازهم نامه نوشتند و يا حضورا خدمت مقام معظم رهبري رفتند و اصرار داشتند كه با درخواست استعفاي ايشان موافقت شود در حقيقت آقاي رضايي خودشان را از مسئوليت سپاه كنار كشيدند حالا دلايلي براي خود حتما داشته‎اند كه بايد از خود ايشان سئوال شود. ولي بايد گفت كه حضرت آقا مايل بودند كه ايشان به فرماندهي سپاه ادامه دهند و آقاي رضايي بنا به تفكرات خودشان به اين نتيجه رسيدند كه از فرماندهي استعفا دهند هرچند كه بنده نيز مخالف استعفاي ايشان بودم و ايشان از مدتي قبل به فكر كانديداتوري رياست جمهوري بوده‎اند.

 


شما در همان مقطع به درجه سرلشكري نايل آمديد؟

خير، بعد از اين‎كه حكم فرماندهي كل سپاه را از مقام معظم رهبري دريافت كردم بعد از چند روز به درجه سرلشكري نايل شدم؛ توسط مقام معظم رهبري و فرمانده معظم كل قوا.

 


يكي از مسائلي كه در آن سال‎ها طرح ‎شد اين بود كه در سپاه پاسداران جريان شيرازي‎ها، اصفهاني‎ها و جريان‎هاي مختلف ديگري وجود دارد. شما اشاره كرديد كه در ابتداي فرماندهي خود قصد ايجاد تغييرات داشتيد لطفا در اين خصوص بيشتر توضيح دهيد؟

بنده مبناي تغيير و تحولات در سپاه پاسداران را حكم حضرت آقا قرار دادم به اين معنا كه حكم ايشان را مبنا و منشور كار گذاشتم و در مجمع بزرگ فرماندهان سپاه نيز كه در همان سال برگزار شد بخش‎هاي مختلف حكم را كه به دستورالعمل تبديل كرده بودم ارائه كردم و گفتم كه ساختار سازمان سپاه مي‎خواهد به چه صورت شود و براي انتخاب فرماندهان نيز ملاك مهمي كه مدنظرم بود خط امامي، ولايي بودن و تجربه كاري داشتن بود، قوميت‎ها تأثيري در انتخاب فرماندهان در سپاه نداشت. در ابتداي فرماندهي خود احساس كردم مدتي است كه سپاه دچار بي‎سر و ساماني شده از اين‎رو تا سطح گردان‎هاي نيروي زميني آن ها را ساختارمند كردند و توجه ويژه‎اي به نيروي مقاومت بسيج و بالا بردن توان موشكي سپاه براي مقابله با تهديدات هواپايه و توجه ويژه به تقويت نيروي دريايي در قسمت تهديدات درياپايه كرديم و در نيروي مقاومت بسيج نيز پايگاه‎محوري را مدنظر قرار داده به اين صورت كه تداركات و لجستيك را از مركز به داخل پايگاه‎ها برديم و نكته‎ جالب اين‎كه توانستيم نيروي مقاومت بسيج را تا 12 ميليون نفر افزايش ظرفيت داده و 2 هزار گردان عاشورا و الزهرا را سازماندهي كرديم. بودجه بسيج را بيش از ده برابر افزايش داديم با اين كار تحول بزرگي در بسيج رخ داد همچنين مبناي رزم نيروي زميني سپاه را تقويت گردانها و تيپهاي نيروي زميني قرار داديم، به صورتي كه هر گردان با اضافه شدن نيروهاي بسيجي بتواند در منطقه مأموريت خود بهصورت خودكفا وارد عمليات دفاعي يا هجومي شود.

 


در اين مقطع زماني و پس از آن شاهد تهديدات آمريكا عليه ايران هستيم در اين رابطه سپاه پاسداران چه برنامه‎هايي داشت؟

در طول ده سال فرماندهي بنده در سپاه پاسداران، جمهوري اسلامي مواجه با دو جنگ بزرگ خارجي در پيرامون خود بود، يكي در سال 2001 حمله آمريكا به افغانستان و پس از آن حمله اين كشور به عراق در سال 2003 . مي‎توان گفت تدابير و هوشياري مقام معظم رهبري و تقويت ارتش و سپاه تأثير زيادي داشت كه اين خطر متوجه ايران نشود، زيرا بنده معتقدم كه آمريكايي‎ها سه هدف براي استراتژي خود در نظر گرفته بودند كه هدف اول آن افغانستان، هدف دوم آن عراق و هدف سوم آن ايران بود. اين‎كه چرا تهديدات به‎سمت ايران نيامد به‎خاطر تدابير و رهنمودهاي حضرت آقا به شوراي عالي امنيت ملي و تقويت نيروهاي نظامي از سوي ايشان بود. بايد گفت كه آمريكايي‎ها فكر مي‎كردند مي‎توانند ظرف دو ماه كشور عراق را اشغال و بعد به‎سراغ جمهوري اسلامي ايران بيايند ولي شاهد بوديم كه آنان در عراق زمين‎گير شدند و از سوي ديگر بالا رفتن آمادگيهاي دفاعي و هجومي ايران عاملي در جهت بازدارندگي حمله آنها به ايران شد. نكته ديگري كه در اين جهت بايد به آن اشاره كرد حمله اسراييل به جنوب لبنان و حزب‎ا... لبنان بود آنان تمايل زيادي داشتند كه پس از حزب‎ا... به‎سمت ايران بيايند و اساسا رفتار حزب‎ا... و ايستا